چقدر راحت جنده شدم

سلام سحر هستم18ساله از16 سالگی با دوست پسرام عشق بازی میکردم اما سکسی درکار نبود من خیلی تنوع طلب بودم و با دوستام بیشتراز دو سه ماه نمیموندم تا اینکه 17سالگی برای خرید شارژر گوشی وارد ی مغازه موبایل فروشی شدم ی پسر خوشتیپ خوشکل تو مغازه بود خیلی ادم آرومی بود ازش خوشم اومد بدون هیچ عکسالعمل ضایعی شارژرخریدم اومدم بیرون چند روز بعد دوباره ب بهونه گوشی رفتم مغازش و کلی چرت گفتم و سوال پرسیدم اما خیلی مغرور بود ی جوری رفتار میکرد انگار منظورمو نمیفهمه من ک آمپر چسبونده بودم اومدم بیرون گذشت تا چند روز بعد ک از ی جایی میومدم (کنجکاو نشید نمیگم کجا)ب هر حال کلی وسایل پیشم بود و برای خونه ی سرس وسایل خریده بودم انگار با خودم لج کرده بودم ک این باید مال من باشه از سر لجبازی رفتم تو مغازه ی برنامه میخوام برای گوشیم گفت باید برم خونه دانلود کنم براتون بیارم من هم کولی بازی درآوردم ک من کلی وسایل باهامه نمیتونم تو خیابون باشم تا شما بیاین ک بهم پیش نهاد کرد باهاش برم خونشون خلاصه باهاش رفتم اونجا گرم تر شد خودشو معرفی کرد من تا اون قضیه فقط لب داده بودم و اصلا توی خط سکس نبودم خواستم برم نگذاشت ترسیدم فهمیدم وای ک هواپسه ب زور دستامو گرفت ترس تمام وجودمو فراگرفته بود برخلاف ظاهر ارومش خیلی خشن بود انگار همه چیزو پیش بینی کرده بود لباساشو دراورد تو جیبش کاندوم داشت کاندومو انداخت دیگه قلبم نمیزد نفسم بالا نمیومد کسی خونه نبود جیغ میکشیدم بهم فرصت نداد شلوارمو دراورد لباس زیرمو اروم کشید پایین نگام کرد گفت چ خوشکله هیچی نمیگفتم کیرش زیاد بزرگ نبود پرسید اوپنی سرمو تکون دادم آره آخه از کون کردن خیلی میترسیدم ولی میدونستم قبلا آزمایش داده بودم پرده بکارتم ارتجاعی بود اما اوپن نبودم اولش اروم گذاشت روش و فشار داد وای حس عجیبی داشتم ترس و لذت باهم ی کم ک گذشت صدای آخ و اوخم دراومد و حسابی حال میکردم وایییییییی کیرشو تند تند میکرد تو کسم خیس خیس بود سینه هامو میخورد پاهامو گرفت گذاشت رو شونش اروم روم خم شد و دوباره شروع کرد آی میکرد آی میکرد وقتی صدای نفس های عمیقشو میشنیدم از خودم متنفر میشدم عرق کرده بودم ب هیچی فکر نمیکرد فقط کیرشو تا ته میکرد تو کسم با تمام انرژی حس فوق العاده ای بود ی لحظه تمام تنم لرزید اروم گرفتم ی چند ثانیه ای بهم فرصت داد دوباره شروع کرد ب تلمبه زدن وحشتناک تلبه میزد جوری ک من هردفعه عقب تر میرفتم بالاخره ارضاشد زود پاشدم لباسمو پوشیدم خواستم برم ک دیءه مانعم نشد با سرعت از اون خونه زدم بیرون الان ازش متنفرم بعداز اون انگار احساس خلا میکردم و تنها راهم آغاز ی رابطه جدید بود ک بعداز چندتا رابطه جنسی دیگه با چندنفر دیگه تقریبا سه نفر دیگه تصمیم گرفتم از نفر چهارم پول بگیرم و الان راه زندگیم شده معامله تنم با پول از خودم متنفرم اما ...
خانه عفاف
Share
Rates: 0